سیب سبز

سیب سبز

حرفی نیست جز اینکه برای دیدن روی ماه خدا آمده ایم...دروازه ی شهادت نداریم! تنها معبری تنگ مانده... لکن دل را باید صاف کرد...باور کن با همین جنگ نرم می شود روی ماه خدا را بوسید.

آخرین مطالب
  • ۲
  • ۰

حدود ساعت های 2 و 3 صبح بود که از پای سیستم بلندشدم که بخوابم.مطابق معمول خوابم نمیبرد.گوشیم رو برداشتم و پیغومچه1 هام رو مرور کردم.از تبریک سال نو و عید فطر و دعوت به راهپیمایی 22 بهمن داشتم تا حضور در جلسه و بعدا زنگ میزنم.

"من الان تو جلسه ام ، بعدا زنگ بزن" و انتخاب کردم و برای پنج شیشتا از بچه ها فرستادم و گوشیم رو ، تو حالت سکوت گذاشتم که احیانا این وسط یه نفر از من مجنون تر پیدا نشه که زنگ بزنه و من رو از خواب بیدار کنه!

حالا جواب هایی که فرستادن هم برای خودش جالبه

میثم : عِه

ابوالفضل (ملقب به حاج عمو) : تو جلسه ی فامیلتونی! صبح خروس خون؟

ابوالفضل (ق) : وژدانن رد کردی علی

مسعود : ن خیالت جمع ، دعات کردم دیگه امید به خدا ان شاءا.. فرجی بشه

ابوالفضل (ر) : سلام من تازه اومدم بیرون از جلسه کار داشتی؟ [خدایی براش دعا کنید ، این از مریض منظور هم بدتره]

حسین (م) : جلسه تموم شد؟

1 : پیامک

  • ۹۴/۱۰/۰۹
  • علی اولیایی

جلسه

مردم آزار

پیامک

نظرات (۲)

  • ابوالفضل (ر)
  • لااقل برای جذاب تر شدن ساعت جواب دادن بچه ها به پیامتم بزار

    اللهم اشف کل مجانین و مرضاء
    پاسخ:
    بسم الله...
    حوصلم ندارم ولی تقریبا همشون صبح بود
  • آقا ابوالفضل
  • باور کن هر مجلسی میرم دعات میکنم...
    انصافا بچه هاهم دلشون میسوزه...
    خداکنه یه فرجی بشه...
    "ابوالفضل ق"
    پاسخ:
    بسم الله
    خخخخخ
    حیف منه که وختم رو برا شما ها صرف می کنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی