سیب سبز

سیب سبز

حرفی نیست جز اینکه برای دیدن روی ماه خدا آمده ایم...دروازه ی شهادت نداریم! تنها معبری تنگ مانده... لکن دل را باید صاف کرد...باور کن با همین جنگ نرم می شود روی ماه خدا را بوسید.

آخرین مطالب

۳ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۲
  • ۰

وعده ی خداست و لا ریب فیه

پس نزدیک میشوند ، دقایقی که بیاییم و صحن امام حسین و حضرت زینب را در بقیع بسازیم
صحن رسول الله و حضرت علی ؛ در کنار هم

صحن امام رضا با ایوان طلا و سقاخانه اش
صحن حضرت مادر؛ که بین صحن ها باشد و بی هیچ دری

نه اینکه کسی جرات جسارت داشته باشد؛نه! محض رضای امام حسن است که دری نصب نمیکنیم...

چه صحنی بزرگیست صحن جامع بقیع ، حتی بزرگتر از صحن جامع رضوی...
فکرش را بکن؛چه ضریحی بشود...
استاد فرشچیان کجاست؟
طرحی بزن استاد که جبران همه ی مظلومیت های بقیع باشد...
مظلومیت دست های بسته ی امام سجاد و امام باقر . مظلومیت جعفر صادق.

چه گنبدی بسازیم...

گنبدی بزرگ و طلایی که از دور ، چشم دشمنان آل الله را کور کند

با گلدسته هایی که اشهد انّ علی ولی الله را هر صبح و ظهر و شام در زمین و زمان پخش کند...

...

کاش برای حضرت مادر هم میشد

وعده ی خداست و لا ریب فیه

  • علی اولیایی
  • ۲
  • ۰

حدود ساعت های 2 و 3 صبح بود که از پای سیستم بلندشدم که بخوابم.مطابق معمول خوابم نمیبرد.گوشیم رو برداشتم و پیغومچه1 هام رو مرور کردم.از تبریک سال نو و عید فطر و دعوت به راهپیمایی 22 بهمن داشتم تا حضور در جلسه و بعدا زنگ میزنم.

"من الان تو جلسه ام ، بعدا زنگ بزن" و انتخاب کردم و برای پنج شیشتا از بچه ها فرستادم و گوشیم رو ، تو حالت سکوت گذاشتم که احیانا این وسط یه نفر از من مجنون تر پیدا نشه که زنگ بزنه و من رو از خواب بیدار کنه!

حالا جواب هایی که فرستادن هم برای خودش جالبه

میثم : عِه

ابوالفضل (ملقب به حاج عمو) : تو جلسه ی فامیلتونی! صبح خروس خون؟

ابوالفضل (ق) : وژدانن رد کردی علی

مسعود : ن خیالت جمع ، دعات کردم دیگه امید به خدا ان شاءا.. فرجی بشه

ابوالفضل (ر) : سلام من تازه اومدم بیرون از جلسه کار داشتی؟ [خدایی براش دعا کنید ، این از مریض منظور هم بدتره]

حسین (م) : جلسه تموم شد؟

1 : پیامک

  • علی اولیایی
  • ۲
  • ۰

"بنر همایش تجلیل از مداح اهل بیت حاج محمدرضا روحانی"

به پاس بیش از 4 دهه نوکری خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام)

  • علی اولیایی